۱۳۸۷ اردیبهشت ۳, سهشنبه
با چه افرادي ازدواج نكنيم
من در طي پنج سال گذشته، به بررسي و مرور نتايج ۶۰ سال تحقيق درباره عواملي پرداخته ام كه به تشكيل يك زندگي مشترك رضايت بخش و استوار مي انجامند. اين بازخواني نشان ميدهد كه ويژگيهاي شخصيتي به خصوصي وجود دارند كه ميتوان آنها را قبل از ازدواج شناسايي كرد و از طريق آن ناموفق بودن يك ازدواج را پيش بيني نمود.
اين نوع ويژگيهاي شخصيتي ميتوانند زمينه را براي بروز رفتارهاي اغراق آميز و ناهنجار يك فرد در برابر وقايع عادي يك رابطه، آماده كنند. به قول دكتر لارنس كوردك (Lawrence Kurdek)، روانپزشك، اين ويژگيها “ميتوانند به دو شريك زندگي كمك كنند تا به افرادي مبدل شودن كه زندگي با آنها بسيار مشكل است.”
حالا بايد ببينيم اين خصوصيات چه هستند و چه افرادي در فهرست “كساني كه نبايد با آنها ازدواج كرد” قرار ميگيرند.
تحقيقات نشان داده است كه اگر شخصي بيش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشي (كسي كه بدون فكر كردن عمل ميكند) و يا در برابر فشارهاي روحي آسيب پذير باشد، براي ازدواج شخص مناسبي به نظر نميرسد، ضمن اينكه در چنين مواردي اين فرد بايد روان درماني شود.
فهرست زير به چند موقعيت و چند نوع از افرادي كه داراي ويژگيهاي خطرناك هستند اشاره شده است و تكرار ميكنم كه در چنين شرايطي، بهترين كار ازدواج نكردن است!
• اگر يكي از شما به طور خستگي ناپذيري چنين سوالاتي را مطرح ميكند : “مطمئني كه دوستم داري؟” يا ” واقعا برايت اهميت دارم؟” (تيپ تاييد خواه)
• اگر زماني كه با هم هستيد، بيشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت ميگذرد. (رابطه عشق - تنفر)
• اگر با وجود اينكه زمان بسياري را با هم ميگذرانيد، واقعا يكديگر را به عنوان يك فرد نمي شناسيد يا با افكار يكديگر ارتباط برقرار نميكنيد.
• اگر با پدر يا مادر خود رابطه خوبي نداريد و همسر آينده شما “درست شبيه” اين والد نامطلوب شما است.
• اگر دليل ازدواج شما، يافتن كسي است كه برايتان “مادري” يا “پدري” كند.
• اگر احساس ميكنيد كه تصميم به ازدواج از طرف پدر يا مادر همسر آينده تان به شما تحميل شده است.
• اگر مدام جملاتي مانند اين در سرتان ميچرخد: “شايد همه چيز بعد از ازدواج درست شود”
• اگر فرد مورد نظرتان ميخواهد كه همه دوستان قديمي خود را ترك كنيد و يك زندگي اجتماعي تازه برپا كنيد. (تيپ مالكيت طلب)
• اگر او همه تصميمهاي مهم در رابطه با شما را به تنهايي اتخاذ ميكند و شما از اين كار بسيار ناخشنوديد. (تيپ فرمانده)
• اگر بعد از يك گفتگوي رو راست با خودتان به اين نتيجه رسيديد كه تنها به خاطر مسائل جنسي با او ازدواج ميكنيد.
• اگر او بارها “از كوره در ميرود” و در كنترل خلق و خوي خود ناموفق است.
• اگر احساس ميكنيد براي ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته ايد.
• اگر اين فرد شما را از نظر جسمي يا روحي آزار ميدهد.
• اگر يك روز كامل (و بدون تلويزيون) را تنها با اين شخص گذرانده ايد و متوجه شده ايد كه روزي غيرقابل تحمل داشته ايد.
در نهايت، سه توصيه براي شما دارم كه ميتوانند در جلوگيري از ازدواج با چنين خصوصياتي مفيد باشند :
۱. بياموزيد كه اين ويژگيها را در خود و ديگران تشخيص دهيد و تا حد امكان قبل از ازدواج، به دنبال درمان آن باشيد. به خاطر داشته باشيد كه ازدواج مشكلات شخصيتي را حل نميكند كه هيچ، در بسياري از موارد آنها را شديدتر هم ميكند.
۲. در سن پايين ازدواج نكنيد، كه در واقع منظورم زير ۲۳ سال است.
۳. قبل از ازدواج به خوبي با شخص مورد نظر خود آشنا شويد و تا زماني كه حداقل يك سال با او معاشرت نكرده ايد، ازدواج نكنيد
عشق يعني
عشق يعني درد و محنت در درون
عشق يعني يك تبلور يك سرود
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني يك شقايق غرق خون
عشق يعني زاهد اما بت پرست
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني همچو يوسف قعر چاه
عشق يعني بيستون كندن بدست
عشق يعني آب بر آذر زدن
عشق يعني چون محمد پا به راه
عشق يعني عالمي راز و نياز
عشق يعني با پرستو پرزدن
عشق يعني رسم دل بر هم زدن
عشق يعني يك تيمم يك نماز
عشق يعني سر به دار آويختن
عشق يعني اشك حسرت ريختن
عشق يعني شب نخفتن تا سحر
عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني مستي و ديوانگى
عشق يعني خون لاله بر چمن
عشق يعني شعله بر خرمن زدن
عشق يعني آتشي افروخته
عشق يعني با گلي گفتن سخن
عشق يعني معني رنگين كمان
عشق يعني شاعري دلسوخته
عشق يعني قطره و دريا شدن
عشق يعني سوز ني آه شبان
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحطه هاي ناب ناب
عشق يعني ديده بر در دوختن
عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني انتظار و انتظار
عشق يعني هر چه بيني عكس يار
عشق يعني سوختن يا ساختن
عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن
عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني با جهان بيگانگى
بيوگرافي نيكول كيدمن
اگر چه او را یک استرالیایی می خوانند ولی در واقع متولد هونولولو در هاوایی است ، نیکول در ۲۰ ژوئن ۱۹۶۷ به دنیا آمد ، خانواده اش که در جزیره سکونت داشتند به خاطر پروژه های تحقیقاتی پدر نیکول که بیوشیمیست بود به واشینگتن دی سی عزیمت می کنند و سه سال همانجا می مانند . پس از پایان کار پدر، نیکول و خانواده اش شامل مادرش که پرستار و ویراستار بود و برادر کروچکترش به استرالیا می روند. او در حومه لانگ ویل بزرگ می شود ، یک منطقه متوسط ،عشق به هنر و مخصوصا رقص وتئاتر از همان کودکی در وجود کیدمن بود . سه سال داشت که تحت آموزش باله قرار می گیرد و اولین بازی خود را در یک نمایش محلی ارائه می دهد و درحالی که فقط شش سال داشت تا سن ده سالگی به آموزش بازیگری در مدرسه درام می پردازد و برای این کار وارد مدرسه نمایش سنت مارتین در ملبورن می شود و مدرسه تئاتر فیلیپ استریت در سیدنی می شود.
در هر تستی که شرکت می کرد به خاطر قد بلندش او را رد می کردند ولی سرانجام موفق شد که یک نقش حرفه ای در کریسمس بوش (۱۹۸۳) به دست بیاورد . در حالی که فقط ۱۴ سال داشت . این فیلم تلویزیونی درباره گروهی بچه است که در پی یافتن اسب دزدیده شده اشان یک تیم تشکیل می دهند . این فیلم با نقش دیگری در فیلم ماجراجویانه سارقین بی ام ایکس و چند کار دیگر ادامه پیدا می کند . اولین نقش اصلی او وقتی شکل گرفت که در ویتنام درخشید . یک مینی سریال به کارگردانی جان دویگان و کیدمن می توانست به خاطر جان بخشیدن با کارکتر یک دختر مدرسه ای بازمانده از جنگهای ویتنام سالهای ۶۰ نقدهای مثبتی فراوانی دریافت کند .او موفق می شود تا یک کارگزار آمریکایی پیدا کند و این فرصتی می شود تا درهای پیروزی به سویش باز شود . در ۱۹۸۹ کیدمن نقش محوری دیگری در ساخته فلیپ نویس با عنوان آرامش مرده به عهده می گیرد و یک تریلر روانشناسانه درباره زوجی (نیکول و سام نیل) که توسط بازمانده یک کشتی غرق شده که نقش اش را بیلی زین ایفا می کرد به گروگان گرفته می شوند . فیلم به او کمک می کند تا خود را در سن ۱۹ سالگی به عنوان یک هنرپیشه معروف قابل اعتماد و اعتنا تثبیت کند . همان سال بازی در یک کار تلویزیونی به نام بانکوک هیلتون شهرتی دو برابر پیدا می کند و این بار ایفا گر نقش زن حوانی بود که به خاطر حمل مواد مخدر در زندان تایلند حبس می شود . تا اینجا کار توانسته بود که در استرالیا رشد قابل توجهی داشته باشد . اما احتیاج داشت تا شهرت خود را به آن سوی اقیانوس نیز برساند، در سال ۱۹۸۹ به عنوان نقش مقابل تام کروز در اولین حضور آمریکایی اش یعنی روزهای تندر به کاگردانی تونی اسکات انتخاب می شود .فلیم درباره یک راننده مسابقات اتومبیل رانی (کروز) که کیدمن در آن نقش پرستاری که عاشق اش می شود را ایفا می کرد. نه تنها کار به موفقیت می رسد بلکه باعث می شود تا او به همسرآینده اش (تام کروز) نیز آشنا شود و سرانجام در دسامبر سال ۹۰ باهم ازدواج کردند. به دنبال آن نقش مقابل داستین هافمن در بیلی باتیگت (۹۱) به دست می آورد و همین طور نقش یک دختر دانشجو در Flitting بازی می کند. که ساخته موفق دیگری از جان دویگان بود. کیدمن و کروز برای دومین بار کار مشترک خود را در دور و دورتر (۹۲) همراه می شوند و علی رغم همه جنجالهای پیرامون زندگی اشان و فیلمبرداری درخشان اثر ، کار شکست می خورد و نیکول به پروژه های کم اهمیت تری چون مالیک و زندگی من (هردو در سال ۹۳) راه پیدا می کند . بتمن برای همیشه در سال ۹۵ که در آن نقش عشق قهرمان اثر را بازی می کرد یک موفقیت دور از انتظار بود و از اینجا حرفه او و کار کیدمن جدی گرفته می شود . نیکول سرانجام با ساخته زیبای گاس ون سنت در سال ۹۵ با عنوان مردن برای … آن پرتره همیشگی دختر و یا بهتر بگویم عروسک پشت پرده را می شکند و نقدها و جوایز فراوانی را به خود اختصاص می دهد . بازی اش در نقش ایزابل آرچر در اقتباس سینمایی جین کمپیون از توماس هنری جیمز با نام « پرتره ای از یک بانو» از او تصویری درخشان به عنوان یک هنر پیشه قابل احترام ترسیم می کند . پس از آن مقابل جرج کلونی در فیلم پر هزینه صلح ساز (۹۷) ایفای نقش می کند و همینطور مقابل ساندرا بولاک در کمندی و فانتزی جادوی عمل بازی می کند که هر دو به آثار پر فروش بدل می شوند. در سال ۱۹۹۹ در فیلمی بازی می کند که تا به امروز هیچ اثری نتوانسته بحث و جدل و همپای آن را ایجاد کند . فیلم آخرین ساخته استنلی کوبریک فقید «چشمان کاملا بسته» بود که آخرین حضور مشترک تام و نیکول نیز به شمار می رفت . خارج از دنیای فیلم اما رابطه کروز و کیدمن تیره شده بود و سرانجام اقدامی غیر قابل باور پس از یک دهه از هم جدا می شوند . کیدمن پس از جدایی از کروز در آثار با ارزشی چون دیگران و ساعتها را به کارنامه اش اضافه کرد و در نیمه آخر دهه نود و اوایل سالهای هزاره جدید به یک چهره استثنایی مورد توجه همزمان منتقدین و سینماروها بدل شد.
مادر شدن را دوست دارد
هنرپيشه سي و نه ساله هاليوود ميگويد اميدوار است با اين ازدواج بتواند اين فرصت را به دست آورد كه براي نخستين بار صاحب فرزند شود. كيدمن و تام كروز دو فرزندخوانده به نامهاي (ايزابلا) سيزده ساله و (كانر) يازده ساله دارند. آنها هيچ وقت نتوانستند خود بچهدار شوند. بعضيها ميگويند نيكول در مدت زندگي مشترك خود با تام كروز سه بار باردار شد ولي هر بار بيهيچ دليل خاصي فرزندان خود را در دوران بارداري از دست داد. اكنون او اميد زيادي دارد كه اين بار ديگر نااميد نشود و بتواند براي نخستين بار طعم شيرين مادر واقعي بودن را بچشد.آنها در پنجمين روز اقامت خود در (بورا بورا) گردشي به اطراف جزيره داشتند و از ديدنيهاي زيباي آنجا از جمله معابد باستاني و ويرانههاي يك ناو آمريكايي كه ژاپنيها در جنگ جهاني دوم آن را غرق كردند، ديدن كردند. عصر همان روز عروس و داماد جزيره، سوار بر يك قايق كوچك به ميان آبهاي اقيانوس رفتند و به كوسه ماهيها غذا دادند. پس از پايان روزهاي ماه عسل اين زوج هنري تصميم گرفتند به خانه (كيت) در نزديكي (ناشويل) در ايالت (تنسي) بروند و در آن جا زندگي كنند. داماد كه خواننده مشهوري است اعتراف كرد كه تصميم دارد هر چه زودتر برنامه كاري خود را تغيير دهد و ديگر به سفرهاي طولاني مدت نرود. او ميخواهد صفحههاي موسيقي خود را از اين پس در استوديوي خانگي خود ضبط كند.
عدم تغيير در برنامه هنري
ظاهرا كيدمن هيچ تغييري در برنامههاي آينده خود نداده است ولي به نظر ميرسد كه چندان از ازدواج خود مطمئن نيست. گفته ميشود كيدمن درست قبل از مراسم ازدواج يك پيماننامه را با كيت اربن به امضا رسانده است.پيمان نامهاي كه بيشتر به سود عروس خانم است تا آقاي داماد. در اين پيماننامه قيد شده است در صورتي كه شوهر دوباره به سمت الكل و موادمخدر برود و يا به همسرش به گونهاي خيانت نمايد، زن حق دارد از او جدا شود و شوهر به سزاي عمل ناشايست خود خواهد رسيد.نيكول چندي پيش اعتراف كرد كه هنوز عاشق تام كروز است. به نظر ميرسد كه كروز پس از گذشت مدتهاي طولاني از طلاق و جدايي باز هم بر روي او نفوذ دارد. او مدتي پيش از ازدواج به نيكول نصيحت كرد كه ديگر اجازه ندهد اين مرد الكلي با او ارتباط داشته باشد و كيدمن بلافاصله به حرف تام كروز گوش كرد و به كيت گفت كه ديگر در حالت مستي نزديك خانه او نرود .اما ظاهرا نتوانست ارتباط خود را با اربن قطع كند و تنها به اين بسنده كرد كه از او بخواهد طرف الكل و مواد نرود. با اين وجود اين موضوع سبب نگرانيهاي شديد او شد.تحليلگران هاليوود فكر ميكنند تنها چيزي كه ميتواند سبب دوام و بقاي اين (وصلت ناجور) گردد فقط و فقط به دنيا آمدن يك نوزاد است.نوزادي كه نيكول مدتهاست به آن فكر ميكند. او خيلي براي اين اتفاق عجله دارد زيرا ميداند به خاطر مشكلاتي كه دارد احتمالا قادر نيست بعد از چهل سالگي بچهدار شود و به همين خاطر به شدت در فكر تشكيل خانواده است.اين روزها نيكول براي بازي در هر فيلم خود شانزده ميليون دلار دستمزد ميگيرد. اين در حاليست كه خود او معتقد است بيشتر از اينها ارزش دارد و مدتي پيش مدعي شد بايد دستمزد بازيهايش ۲۵ ميليون دلار باشد. با اين وجود تهيهكنندگان هاليوود ادعاي او را ناديده گرفتند زيرا نيكول در دو فيلم اخير خود (همسران استپ فورد) و (افسون شده) بازي چندان جذابي از خود ارائه نداد. با اين حال او درآمد خيلي بالايي دارد. گرچه كيدمن در زمينه تبليغات نيز پولساز است و براي هر پوستر تبليغاتي خود سه ميليون دلار ميگيرد.درآمد كيت كمتر از نيكول است ولي آنچه اهميت دارد اين است كه كيت اربن در آمارگيري جديد به عنوان جذابترين و محبوبترين خواننده مرد آمريكا انتخاب شده است
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
| ||||
|
|
